غزل شمارهٔ ۲۶۹ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
که یاد صبح صادق میدهد خندیدن مینا
ز زهد خشک زاهد نیست باکی سیر مستان را
که ایمن از خزان باشد بهارگلشن مینا
زنام می، زبانم مست و بیخود در دهان افتد
نگاهم رنگ می پیداکند از دیدن مینا
مسیح وقت اگرکس باده را خواند عجب نبود
که هردم باده جان تازه بخشد در تن مینا
سلامت یکقلم در مرکزسنگست اگر دانی
شکست یأس میپیچد به خود بالیدن مینا
وداع معنیات از لبگشودنهاست ای غافل
پریگردد پریشان آخر از خندیدن مینا
سرشتما و میناگویی ازیک خاک شد بیدل
که ما را دل به تن میخندد از خندیدن مینا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و شادی میپردازد که از نوشیدن شراب (مینای دیوانگی) به دست میآید. شاعر از خصلتهای خوشایند مینا و تأثیر آن بر روح و جان انسان سخن میگوید. او تأکید میکند که زهد و خشکسالی زاهدان هیچ ارزش ندارد و بهتر است انسان از خوشیها و لذتهای زندگی بهرهمند شود. مینا به عنوان نماد زندگی و شادی، به انسان جان تازه میبخشد و شخص را از غم و ناامیدی رهایی میدهد. شاعر در نهایت تأکید میکند که جان و دل انسان در پی خندیدن و شاد زیستن در میناست.