نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یارب‌ها

فلک در شعله خفت از شوخی تبخال کوکب‌ها

درین محفل که دارد خامشی افسانهٔ راحت

به هم آوردن مژگان بود بربستن لب‌ها

ز گرد وحشت ما تیره‌بختان فیض می‌بالد

تبسم‌پاشی صبح است چین دامن شب‌ها

سبک‌تازان فرصت یک قلم رفتند ازین وادی

سراغی می‌دهد موج سراب از نعل مرکب‌ها

غبار جنبش مژگان ندارد چشم قربانی

قلم محواست هرجا صاف گردد نقش مطلب‌ها

ز حاسد گر امان خواهی وداع گرم‌جوشی کن

زمستان سرد می‌سازد دکان نیش عقرب‌ها

فلک کشتی به توفان شکستن داده است امشب

ز جوش گریه‌ام رنگ ته آبند کوکب‌ها

فسردن بود ننگ اعتبار ما سبک‌روحان

گران‌جانی فسون‌ها خواند و پیدا کرد قالب‌ها

شرار کاغذ ما درد آزادی گلستانی

چرا ما را نمی‌خوانند این طفلان به مکتب‌ها

بنازم نام شیرینی که هرگه بر زبان آید

چو بند نیشکر جوشد به هم چسبیدن لب‌ها

غبار تیره‌بختی‌ها به این لنگر نمی‌باشد

نمی‌آید برون چون سایه روزم بیدل از شب‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به خوبی احساسات شدید انسانی را در برابر عشق و اشتیاق توصیف می‌کند. شاعر از تب شوق و عشق سخن می‌گوید که منجر به عواطف پیچیده و تلاطمات درونی می‌شود. در محفل سکوت و آرامش، تنها از طریق مژگان و لب‌های دلبندش، ارتباط برقرار می‌شود. همچنین، شاعر به ناامیدی و سردی زندگی اشاره می‌کند و این که حساست‌های شدید می‌تواند به ناپایداری و رنج منجر شود. در نهایت، با استفاده از تشبیهات موزون و زیبا، شاعر نگرانی‌ها، آرزوها و یک زندگی مملو از تناقضات را به تصویر می‌کشد. شاعری احساسات را به شکل کاملاً عمیق و انسانی بیان می‌کند و به تأمل در زندگی و عشق دعوت می‌نماید.