غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای نم اشک هوس مایل مژگان نشوی
سیل خیزست حیا آنهمه عریان نشوی
چهبهار و چهخزان رنگ گل حیرت توست
جلوهای نیست گر آیینه نمایان نشوی
از زمین تا فلکت دعوی استعدادست
به تکلف نشوی هیچ گر انسان نشوی
ذره خورشید دکان، قطره و دریا سامان
آنقدر نیست متاع تو که ارزان نشوی
هر قدم رشتهٔ این راه تامل دارد
به گشاد گره آبله دندان نشوی
بیش ازین سحر تغافل نتوان برد به کار
گر برای چمن از پرده تو خندان نشوی
آفت رنگ حنا دست بهم سوده مباد
خون عاشق گنهی نیست پشیمان نشوی
کشتی نُه فلک اینجا به نمی توفانیست
تا توانی طرف اشک یتیمان نشوی
وحشت از کف ندهی دهر فسردن قفس است
ای نگه سعی کمی نیست که مژگان نشوی
فکر کیفیت خود نیستیی میخواهد
تا سر از دوش نرفتهست گریبان نشوی
شرم کن بیدل از آن جلوه که چون آب روان
همه تن آینه پردازی و حیران نشوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و تجربیات انسانی میپردازد و بر چند نکته تأکید دارد: 1. **هوس و موانع آن**: شاعر به نگرانی از تأثیر هوس و وسوسهها اشاره میکند و اینکه نباید تحت تأثیر خواستههای زودگذر قرار گیرد. 2. **پویایی زندگی**: زندگی را به دو فصل بهار و خزان تشبیه میکند و میگوید زیبایی و جذابیت زندگی بستگی به دیدگاه ما دارد. 3. **خودشناسی و قابلیتها**: انسانها باید تلاش کنند که به استعدادهای واقعی خود پی ببرند و از ظواهر پرهیز کنند. 4. **اهمیت ارزشها**: متاع وجود انسان ارزشمندتر از آن است که به سادگی فدای خرافات و تصورات زودگذر شود. 5. **تجربه و درس گرفتن**: هر قدم در زندگی نیاز به تأمل و تفکر دارد و نباید از تجربیات گذشته غافل شد. 6. **اشک و حسرت**: ایما به این دارد که انسان نباید نسبت به دلمشغولیها و اشکهای خود بیتفاوت باشد. 7. **خودآگاهی و تقوا**: شاعر تأکید میکند که باید در خود نگریسته و از توقعات بیجا دوری کند و به حقیقت وجود خود پی ببرد. بهطور کلی، شعر دعوت به خودشناسی، تأمل در زندگی و پرهیز از زودباوری و هوسپرستی است.