نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرها

تپیدن محمل دریاکشد بر دوش‌گوهرها

شب هجرت به آن توفان غبارانگیخت آه من

که میدان پریدن‌ تنگ شد بر چشم اخترها

شهید انتظار جلوهٔ تیغ که‌ام یارب

که چون شمعم زیک‌گردن بلندی می‌کندسرها

در آن‌گلشن‌که نخل او علم‌گردد به رعنایی

رسایی ری‌-‌پزد بر سر سرو و صنوبرها

زلعلش هرکجا حرفی به تحریرآشناگد

تبسم‌می‌کشد چون صبح بال ازخط مسطرها

ندارد نامهٔ من درخور پرواز مضمونی

مگر رنگی ببندم بر پر و بال کبوترها

مخواه ازاهل معنی جزخموشی‌کاندر

حباب‌آسا نریزن آبروی‌.خویش گوهرها

ز برگ خوف اگر بر خویش لرزد بید جا دارد

که باشد مفلسان را موی براندام نشترها

سمندر طینتم‌، ننگ فسردن برنمی‌دارم

پروبال من آتش بود پیش ازرستن پرها

ز خاکستر سراغ شعلهٔ من چند پرسیدن

تب بیتابی شوقم نمی‌سازم به بسترها

هجوم غجز سامان غرورم کم نمی‌سازد

چوتیغ موج دارم در شکست خویش جوهرها

به‌رنگی سوخت عشقم درهوای آتشین خویی

که از خجلت به‌خاکستر عرق‌کردند اخگرها

میی‌کو تا هوس اینجا دماغی تازه گرداند

چوگوهر یک قلم لبریز دلتنگی‌ست ساغرها

ز ابنای زمان بیهوده دردسر مکش بیدل

اگر باری نداری التفاتت چیست با خرها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر دارای مضامین عمیق و فلسفی درباره عشق، انتظار، و تلاش برای رهایی است. شاعر در آن از حالت‌های احساسی خود و تنگناهایی که در راه رسیدن به معشوق دارد، سخن می‌گوید. در این راستا، از تمثیل‌هایی مانند سجود خاک و سوز و گداز شمع استفاده کرده و به تضادهایی چون شوق و غم، پرواز و زمین‌گیر بودن پرداخته است. او همچنین به طبیعت اشاره می‌کند و زیبایی‌های آن را با عشق مرتبط می‌سازد. در پایان، شاعر به بی‌فایده بودن دردسرهای ناشی از بی‌توجهی به عشق واقعی اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد که از دلسردی و ناامیدی پرهیز کند.