نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها

بود دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدن‌ها

ز بس عام است در وحشت‌سرای دهر بی‌تابی

دلِ هر ذره دارد در قفس چندین تپیدن‌ها

مجو آوازهٔ شهرت ز آهنگِ سبک‌روحان

صدای بالِ مرغِ رنگ نبود در پریدن‌ها

نگه در دیدهٔ حیرانِ ما شوخی نمی‌داند

به رنگِ چشمِ شبنم دردِ این میناست دیدن‌ها

دوتا کردیم آخر خویش را در خدمت پیری

رسانیدیم بار زندگانی تا خمیدن‌ها

ز رونق باز می‌ماند چو مینا شد ز می خالی

شکستِ رنگ ظاهر می‌شود در خون کشیدن‌ها

مرا از پیچ وتابِ گردباد این نکته شد روشن

که در راهِ طلب معراجِ دامان است چیدن‌ها

ز قطعِ الفت دل‌ها حسود آسوده ننشیند

شود خمیازهٔ مقراض افزون در بریدن‌ها

گدازِ دردِ نومیدی تماشای دگر دارد

به رنگِ اشکِ ناسورم نظربازِ چکیدن‌ها

حباب از موج هرگز صرفهٔ طاقت نمی‌بیند

ز بالِ ما گره وامی‌کند آخر تپیدن‌ها

ز هستی گر برون تازی عدم در پیش می‌آید

درین وادی مقامی نیست غیر از نارسیدن‌ها

مجو از طفل‌خویان‌، فطرتِ آزادگان بیدل

به پروازِ نگه کی میرسد اشک از دویدن‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساس دلتنگی و بی‌تابی در زندگی است. شاعر به تپش‌های دل و ناراحتی‌های ناشی از گذر زمان و سختی‌های زندگی اشاره دارد. او با بیان اینکه هر ذره‌ای از وجود ما در قفسی از تپش و بی‌قراری محصور است، عمق احساسات انسانی را نشان می‌دهد. همچنین، مضمون‌های دیگری مانند تلاش برای رسیدن به آرزوها، شکست ظاهری، و بی‌پایانی تنهایی و نومیدی در زندگی نیز مطرح می‌شوند. شاعر تأکید می‌کند که در مسیر زندگی، از قطع ارتباطات و حسادت‌ها، درد و ناامیدی شکل می‌گیرد و در نهایت فرار از عدم ممکن نیست. به‌طور کلی، شعر احساسات عمیق و ناپایدار انسانی را در مواجهه با سختی‌های زندگی بیان می‌کند.