نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله است

در مزاج آسیا چندین شرر جواله است

یأس‌کن خرمنگه درگشت امید زندگی

ریزش یک مشت دندان حاصل صدساله است

زین چمن با درد پیمایی قناعت‌کرده‌ایم

جام‌گل تسلیم یاران ساغر ما لاله است

با بزرگیهای شیخ آسان‌که می‌گردد طرف

پیش این جاسوس رعنا سامری‌گوساله است

فرصتی بایدکه عبرت‌گیری ا‌ز مکتوب ما

صفحهٔ آتش‌زده حرفش شرر دنباله است

در محبت پاس ناموس صبوری مشکل است

هرقدر دل واگذارد آبیار ناله است

تیره‌بختی در وطن ایجاد غربت می‌کند

گر ز چینی مو دمد چینش همان بنگاله است

جز شکست رنگ‌گلچینی ندارد باغ وصل

در میان ما و جانان بیخودی دلاله است

تاکجا در پی نمی‌غلتد جبین اعتبار

شرمی ازانجام اگر باشدگهر هم ژاله است

بیدل از حسرت‌پرستان خرام کیستم

کز نیشکر جان به لب می‌آیدم تبخاله است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف و دردهای انسانی اشاره دارد. شاعر به احساس ناامیدی و یأس از زندگی می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که در حالی که دنیا در حال چرخش است، مشکلات و رنج‌ها همچنان وجود دارند. او به قناعت در درد و رنج، و سختی‌های عشق و محبت اشاره می‌کند و می‌گوید که صبوری در این مسیر سخت است. همچنین، بیدل خود را از حسرت‌خواران می‌داند که از محبت و عشق رنج می‌برد و این نیشکر زندگی را برازنده خود نمی‌داند. شعر به طور کلی بیانگر اندوه و بی‌قراری انسان در مواجهه با مشکلات زندگی و عشق است.