نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

همچو شبنم ادب آیینه زدودن بوده‌ست

به هم آوردن خود چشم‌ گشودن بوده‌ست

به خیالات مبالید که چون پرتو شمع

کاستن توأم اقبال فزودن بوده‌ست

مزرع‌ کاغذ آتش زده سیراب‌ کنید

تخمهایی‌که هوس کاشت درودن بوده‌ست

کم و بیش‌ آبله سامان تلاش هوسیم

دسترنج همه‌ کس درخور سودن بوده‌ست

غفلت آیینهٔ تحقیق جهان روشن‌ کرد

آنچه ما زنگ شمردیم زدودن بوده‌ست

سرمه انشایی خط پرده‌در معنیهاست

خامشی نغمهٔ اسرار سرودن بوده‌ست

موج این بحر نشد ایمن از اندوه‌ گهر

خم دوش مژه از بار غنودَن بوده‌ست

با همه جهل رسا در حق دانایی خویش

حرف پوچی که نداریم ستودن بوده‌ست

زین کمالی که خجالت‌کش صد نقصان است

جز نهفتن چه سزاوار نمودن بوده‌ست

غیر تسلیم درین عرصه ‌کسی پیش نبرد

سر فکندن به زمین‌ گوی ربودن بوده‌ست

تا ابد شهرت عنقا نپذیرد تغییر

ملک جاوید بقا هیچ نبودن بوده‌ست

ساز بزم عدمم لیک نوایی‌ که مراست

نام بیدل ز لب یار شنودن بوده‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف کننده تجربیات و احساساتی است که به زندگی و تحقیق درونی انسان‌ها تعلق دارد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که مانند شبنم، ادب و آگاهی می‌تواند زنگارهای ذهن را پاک کند و شناخت عمیق‌تری از جهان به ما ارائه دهد. به تصویر کشیدن ایده‌ها و تخیلات، نشانه‌ای از کوشش در جستجوی حقیقت است. همچنین، شاعر به موانع و چالش‌ها و نیز زیبایی‌های عاطفی و معنوی زندگی اشاره می‌کند. او به اهمیت تسلیم در برابر واقعیت‌ها و همچنین خجالت از نقص‌های خود اذعان دارد و در نهایت، به جاودانگی و ارزش نام و یاد در زندگی اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر عمیقاً به کاوش در درون انسان و تلاش برای درک بهتر زندگی می‌پردازد.