غزل شمارهٔ ۷۰۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر آینهات محرم زشتی و نکوییست
جوهر ندهی عرضکه پر آبله روییست
دل را به هوس قابل تحقیق میندیش
این حوصلهمشرب قدحینیست سبوییست
از خویش برآ شامل ذرات جهان باش
هرگاه نفس فال صدا زد همه سوییست
بر پیرهن ناز جهان چشم ندوزی
جز جامهٔ عر-بان تنی این جمله رتیست
پیداستکه تا چندکند ناز طراوت
این برگ و بر و نشو و نمای تو کدوییست
زبن روزوشبی چند چه پیری چه جوانی
تا صبح قیامت همه دم شرم دو موییست
غافل مشو از ساز عبارات و اشارات
هنگامهٔ زیر و بم ما، هایی و هوییست
جز سیر عدم نیست تماشاگه هستی
بر قرب مکن نازکه اینها همه اوییست
خشکی نکند ریشه به گلزار محبت
هرسبزهکه دیدیم چومژگان لب جوییست
دست هوس ازخویش نشستن چه جنون بود
تا خاک تو بر باد نرفتهست وضوییست
هرچند عبارت همه اعجاز فروشد
تا لب به خموشی ندهی بیهده گوییست
بیدل نکنی دعوی شوخیکه درین باغ
پامال خرام هوس است آنچه نموییست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد دنیا و زشتیهای آن میپردازد و به انسان یادآوری میکند که زیباییها و نیکیها در واقعیت پنهان است. شاعر بیان میکند که دل به خواستهها و هوسها نبندیم، زیرا آنها چیزهای بیارزشی هستند. همچنین تأکید میکند که زندگی گذراست و ما باید از آن بهره ببریم، اما نباید فریب ظواهر را بخوریم. در نهایت، شعر به انسان یادآور میشود که در این دنیای فانی، دلبستگی به مادیات بیهوده است و باید به حقیقت وجود و عشق پایدار بیندیشیم.