غزل شمارهٔ ۷۲۷ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دل گرم من آتشخانهٔکیست
نگاه حسرتم پروانهٔ کیست
خط جام است امشب رهزن هوش
خیال نرگس مستانهٔ کیست
هزار آیینه روز خویش شب کرد
صفا مهتاب فرش خانهٔکیست
امل در مزرع ما ره ندارد
فسون ریشه، دام و دانهٔ کیست
اگر تیغت ندارد میپرستی
لب زخم خط پیمانهٔکیست
ز چاک دل نواها میتراود
که میفهمد زبان شانهٔکیست
نیرزیدم به تعمیر خیالی
غبارم یارب از فبرانهٔ کیست
رک گا نالهٔ زنجیر درد
چمن جولانگه دیوانهٔ کیست
سپند آهی کشید و چشم پوشید
بهاین تکلیف خواب افسانهٔ کیست
شرارم ناز خواهد کرد خرمن
برون از ریشه جستن دانهٔ کیست
به ذوق بیخودی مردیم بیدل
شکسترنگ، صورتخانهٔ کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از احساس تنهایی و جستجوی معشوق و معنا در زندگی است. شاعر با سوالاتی از خود و جهان اطرافش به ناپایداری و نامشخص بودن عشق و زندگی اشاره میکند. او به زیباییها و آرزوهایش مینگرد و در عین حال به درد و رنجهایش نیز اشاره میکند. تصاویری از عشق، امید، و ناامیدی در کنار هم قرار گرفتهاند و شاعر در پی یافتن پاسخها و درک عمیقتری از وجود خودش و دنیایش است. شعر به نوعی تلاشی برای فهم رابطه انسان با عشق و هستی است.