نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صاف‌طبعان را غمی از خار خارکینه نیست

زحمت مژگان به چشم‌گوهر و آیینه نیست

در زراعتگاه امکان بسکه بیم آفت است

خلق را چون دانهٔ‌گندم دلی در سینه نیست

فیل صاحب‌منصب است و گاو و خر روزینه‌دار

فخر انسانی ز روی منصب و روزینه نیست

قسمت منعم ز دنیا بند وسواس است و بس

قفل‌را جز عقدهٔه دل حاصل ازگنجینه نیست

ابر دارد در نمد آیینهٔ گلزار را

پنبهٔ داغم به غیر از خرقه‌‌ی پشمینه نیست

مشکل است آیینه از زنگ صفا پرداختن

گر همه‌سنگ‌است‌دل‌فارغ‌ز مهر وکینه نیست

جز خیالت دلنشین ما نگردد نقش غیر

عکس چون حیرت مقیم خانهٔ آیینه نیست

در محبت رهنورد جاده ی دردیم و بس

چون سحرجولان ما بیرون چاک سینه نیست

پی نبرد اندیشه بر بطلان احکام نفس

سالها رفت از خود و تقویم ما پارینه نیست

چند روزی‌شد به هستی ریشه پیداکردنت

می‌توان‌ کند از زمین‌ کاین ‌نخل ‌پر دیرینه نیست

بهر درد بینوایی صبرتسکین است و بس

دست بر دل زن‌ که دیگر دلق ما را پینه نیست

سعد و نحس‌دهربیدل‌کی دهد تشویش ما

همچو طفلان ‌کار ما با شنبه و آدینه نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی حال و احوال انسان‌ها و قضا و قدر می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که افراد صاف طبع، به خاطر کینه‌ورزی و حسادت غم ندارند و دردهای زندگی را آسان می‌پذیرند. او به تمایز بین شخصیت افراد و دنیای مادی اشاره می‌کند و می‌گوید که افتخار و مقام واقعی به رویه‌های ظاهری نیست. بر این اساس، زندگی دشواری‌ها و ناکامی‌هایی دارد که انسان را به تفکر درباره وضعیت خود وا می‌دارد. در نهایت، به تمرکز بر عشق و محبت و دوری از کینه توصیه می‌کند و می‌گوید که در این دنیا، تنها خیالات دلنشین می‌توانند آرامش‌بخش باشند. شاعر تأکید می‌کند که زندگی مانند مسیر جاده‌ای پر درد است و در برابر چالش‌های آن، صبر و استقامت لازم است.