غزل شمارهٔ ۸۶۷ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
که نبست طاقت هرزه دوقدمی برآبله محملت
نه تکلف تک و تاز کن نه تلاش دور و دراز کن
ز گشاد یک مژه ناز کن به هزار عقدهٔ مشکلت
تو کم از غبار سحر نهای به تردد آن همه نم مکش
کهگذشتهای ز جهات اگر عرق جبین نکند گلت
بهکتاب دانش این و آن مکن آنقدر سبقت روان
که دمد زپشت و رخ ورق خط شبههٔ حق و باطلت
ز سواد کارگه صور به غبار نقب گمان مبر
تو به شرط آنکهکنی نظر همه عینک آمده حایلت
قدمت به کنج ادب شکن در ناز خیرهسری مزن
ستم است جرأت ما و من چو نفس کند به در از دلت
چوشکستکشتیات از قضا به محیطگم شو و برمیا
که مباد غیرت سوختن فکند چوتخته به ساحلت
زحریر و اطلس کروفر به قبا رجوع هوس مبر
که به خویش تا فکنی نظر ز دو سوست زخم حمایلت
اگر اهل جود وکرامتی بگشاکفی به شکفتنی
که سحر طواف چمنکند ز تبسم لب سایلت
همه جا جمال تو جلوهگر همه سو مثال تو در نظر
به تأملی مژه بازکن که نسازد آینه غافلت
ادبم کجا مژه واکند که حق تحیّر ادا کند
دو جهانگرفته هجوم دل ز نگاه آینه مایلت
ز شکوه برق غرور تو که شود حریف حضور تو
همه جا نگاه ضعیف ما مژه میکشد به مقابلت
به تسلی دل چاک ما که رسد ز بعد هلاک ما
که شکسته برسر خاک ما پری ازتپیدن بسملت
به جهان شهرت علم و فن اگر این بود اثر سخن
نرسد خروش قیامتی به صریر خامهٔ بیدلت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طور کلی دربارهی جستجوی هویت و حقیقت در زندگی است. شاعر به فردی که در جستجوی آرامش و آسایش است، توصیه میکند که از سختیها و مشقتها فاصله بگیرد و به سادگی و نازکی نگاه کند. او بر این نکته تأکید میکند که نباید به ظواهر فریبنده و دانشی که از دیگران آموخته شده است بیش از حد تکیه کرد، بلکه باید با نگاهی ژرف به واقعیتها توجه کند. شاعر همچنین در مورد اتصال به ادب و حیا هشدار میدهد و از خطرات خودخواهی و غفلت سخن میگوید. او به زیبایی، عشق و جود نیز اشاره میکند و بر اهمیت عشق و دلدادگی در زندگی تأکید میکند. در نهایت، او به حقیقتی اشاره میکند که اگر علم و هنر تنها راه رسیدن به مقام و شهرت باشد، پس واقعیات عمیقتری در پس وجود انسان نهفته است که نیاز به بیداری و توجه دارد.