غزل شمارهٔ ۹۰۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتح
گلجوش هر نفس زدنت صدهزار فتح
دستت به بازوی نسب مرتضی قوی
تیغ تو را همین حسب ذوالفقار فتح
یک غنچه غیر گل نتوان یافت تا ابد
در گلشنی که کرد حقش آبیار فتح
گردون چو زخم کهنه کند چارپارهاش
گر با دل عدوی تو سازد دچار فتح
هرجا به عزم رزم ببالد ارادهات
مژگان گشودنی نکشد انتظار فتح
یارب چو آفتاب به هرجا قدم زنی
گردد رهت چو صبح کند آشکار فتح
چندانکه چشم کار کند گل دمیده گیر
چون آسمان گرفته جهان در کنار فتح
آغوش خرمی چقدر باز کردهای
کآفاق از تو باغ گل است ای بهار فتح
یکبار اگر رسد به زبان نام نصرتت
هشتاد و هشت و چارصد ارد شمار فتح
تا حشر ای سحاب چمنساز بیدلان
بر مزرع امید دو عالم ببار فتح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و توصیف مفهوم «فتح» و پیروزی پرداخته است. شاعر از دستاوردهای فتح، که به نوعی پیروزی و موفقیت در زندگی و نبردها را نمایان میکند، سخن میگوید. او به ارتباط عمیق میان دست، نگاه و تلاش برای فتح اشاره میکند و زیباییهای طبیعت و گلها را با این مفهوم پیوند میدهد. شاعر از قدرت و عظمت الهی یاد کرده و به نقش آن در خلق موفقیتها پرداخته است. همچنین، نوید میدهد که با تلاش و اراده، هر جا که قدم گذاشته شود، پیروزی و روشنی در انتظار است. در نهایت، درخواست میکند که بارش رحمت الهی بر زمین امید ببارد و زندگی را سرشار از زیبایی کند.