غزل شمارهٔ ۹۰۴ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح
ما ضعیفان طرح کردیم آنچه نتوانکرد طرح
سر به زانوی دل از بیدستگاهی خفتهایم
جامه عریانی ما این گریبان کرد طرح
بیتعلق عالمی دامان دشت ناز داشت
آرزوی خان و مانپرداز زندان کرد طرح
تاکجا از طبع سرکش باید ایمن زیستن
چون کمان این جنگجو در خانه میدان کرد طرح
کم نگردد چون نفس بیانقطاع زندگی
سودن دستیکه طبع ناپشیمانکرد طرح
سخت دلکوب است مضمونیابی تدبیر رزق
گندم بسیار بر هم خورد تا نان کرد طرح
آسمان با شور دلها نسبت کهسار داشت
شیشهای هرجا بهسنگ آمد نیستانکرد طرح
بیتصنع خامهٔ نقاش آفات زمان
خواستتوفال نقشبندد، رفتو انسان کرد طرح
کلبهٔ ما ساز و برگ چشم پوشیدن نداشت
بوریا خواباند پهلوییکه مژگانکرد طرح
هیچکس در چهاردیوار جسد آسوده نیست
یارب این منزل کدامین خانه ویرانکرد طرح
دلنشین ما نشد بیدل از این طاق و سرا
جز همین نقشکف دستی که دندان کرد طرح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ناتوانی و ضعف انسانها در برابر قدرت و شکوه قصرها و زندگیهای مرفه میپردازد. شاعر با بیانی عمیق به این موضوع اشاره میکند که چگونه انسانها در زیر بار فشارهای زندگی خاموش و دردمند نشستهاند. همچنین به آرزوها و نیازهای انسانی اشاره میکند که در نتیجهی ناامیدی و محصور بودن در قید و بندهای زندگی، در حال محو شدن است. شاعر با تصاویری از زندگی روزمره، به تضادها و چالشهایی که انسانها با آن دست و پنجه نرم میکنند، میپردازد و در نهایت به ویرانی عواطف و آرزوها در دنیای مدرن اشاره میکند. در انتها، شاعر به این نکته میرسد که شاید تنها نشانهی زندگی ما، خاطرات و تأثیراتی است که بر جای میگذاریم.