نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۳۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به روی عالم‌آرا گر نقاب زلف درپیچد

بیاض صفحهٔ ‌کافور را در مشک تر پیچد

گهی چون طفل اشک‌من درآغوش نگه غلتد

گهی چون سبزهٔ ‌مژگان به ‌دامان نظر پیچد

اگر گویم ز زلف خود رهایی ده دل ما را

چو زلف‌خود سر هر مو ز صدجا بیشترپیچد

به ‌گاه خنده شکّر ریزد از چاک دل ‌گوهر

به وقت خامشی موج‌ گهر را درشکر پیچد

نخیزم چون غبار از راه او بیدل که می‌ترسم

عنان توسن ناز از طریق مهر درپیچد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی زلف و تاثیر آن بر دل اشاره دارد. شاعر با توصیف زلف به عنوان نقابی که بر چهره عالم آرا پیچیده، از تأثیر عشق و زیبایی بر روح و احساسات خود سخن می‌گوید. او احساساتش را به شکل‌های مختلفی توصیف می‌کند، گاهی به سادگی اشک کودکانه و گاهی به زیبایی سبزه در دامن. در نهایت، شاعر از ترس خود برای از دست دادن عشق و زیبایی صحبت می‌کند و تلاش می‌کند تا عشق را در دنیای خود حفظ کند.