بخش ۱۰ - مناجات بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الهی بزرگی بزرگی نما
همی رحم و رأفت بفرما به ما
نداریم چیزی جز اعمال زشت
چه زشتیم وخواهیم حور وبهشت
چو نام توغفار شد ز آن سبب
همه کار ما شد گنه روز و شب
شودلطفت ار شامل حال ما
بلندی کندبخت واقبال ما
خدایا گنه بخش غیر از توکیست
مرا اعتقاد اینکه کس جز تو نیست
سزای عمل های ما آتش است
در آتش خوشیم ار تو را زآن خوش است
خدایا تو نیکی کن ار ما بدیم
زرحمت بفرما قبول ار ردیم
ضعیفیم وزار ای خدای قوی
چه باک از معین ضعیفان شوی
تو خودگفتی ای کردگار مجید
که ازما نگردد کسی ناامید
به فرمان توهستم امیدوار
چه باک ار گناهم بود بی شمار
به محشر مده شرمساری به ما
بده مژده رستگاری به ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعا و نیایش خطاب به خداوند است، با درخواست بزرگمنشی و رحمت. شاعر از زشتی اعمال خود و نیاز به عفو الهی سخن میگوید و به ناامیدی از رحمت خداوند اعتراف میکند. او میگوید که تنها امیدش به خداست و از او میخواهد که برای گناهانش عذر بخواهد و در روز محشر او را شرمنده نکند، بلکه مژده رستگاری را به او بدهد. در نهایت، شاعر بر این باور است که با وجود گناهانش، رحمت خداوند میتواند او را نجات دهد.