بخش ۶۲ - تذکر بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
من از زهدان گشته ام گر بری
مبادا که ظن بد از من بری
به من زاهدی گشته بی التفات
مرا کرده چون شاه شطرنج مات
یکی روز از من طلب کرد پول
چوممکن نشد بدهمش شد ملول
نه کم خواست تا ممکن آندم شود
چه نیکو بود گرطمع کم شود
چومأیوس گردیده رنجیده است
چرا بدنگوید که بد دیده است
هم اندرغیابم شده تلخ گو
هم اندرحضورم شود ترش رو
شنیدم که بدگوید از من همی
ز بدگوئی اوندارم غمی
به گفتش مرا نیست چون وچرا
که پاک از گناهان نمایدمرا
من ار خوبم ار بد سروکار من
بود با خداوندغفار من
کس ار بد ویا خوب کس را چه کار
که باشد بد وخوب با کردگار
چه باک ار بدم من که روز جزا
بدان را به نیکان ببخشد خدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نگرانی شاعر از قضاوت و اظهار نظرهای منفی دیگران درباره خود است. شاعر احساس میکند که در نظر بعضی از افراد به خاطر شرایطی که در آن قرار دارد، ملامت شده و ممکن است آنها او را بد نشان دهند. او به این نکته اشاره میکند که اگر در نیکی و بدی قضاوت شوند، این فقط به عمل خداوند بستگی دارد و او از گناهان خود پاک است. شاعر به این نتیجه میرسد که نگرانی از نظرات دیگران بیفایده است و در نهایت، مسئولیت به دوش خداوند است که در روز جزا به همه پاداش میدهد.