بخش ۳۸ - در ادای سخن گوید بلند اقبال
بلند اقبال / بخش چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نپرسند تا از تو چیزی مگو
که ماند برایت به جا آبرو
چو گویی سخن کن تأمل در آن
که تا نکته ای کس نگیرد بر آن
مگو پر سخن خواهی ار آبرو
که پر گو بود واعظ و قصه گو
چو گویی سخن گوی آهسته تر
که تا کس نگردد خبر پشت در
سخن تا نگویی تو معلوم نیست
که از فضل و دانش تو را بهره چیست
چو گوید سخن کس نظر کن چه گفت
نباید نظر کرد کو را که گفت
بزرگی که درمعانی بسفت
نه من قال انظر بما قال گفت
به خورشید دانش فلک شد سخن
زر معرفت را محک شد سخن
سلامت طلب باش و خاموش باش
سخن هم چو گویی نه چاووش باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به اهمیت احتیاط در گفتار و نگهداری آبرو اشاره میکند. او میگوید که باید در بیان سخنان مراقب بود و قبل از اینکه چیزی گفته شود، باید به معنا و پیام آن فکر کرد. زیرا وقتی سخن میگوید، دیگران نگاه خود را به او میدوزند و بر اساس کلامش او را قضاوت میکنند. همچنین تأکید میشود که افرادی که سخنهای پرشمار و تو خالی دارند، ارزش کمتری دارند و باید به جای پرگویی، بر کیفیت و مفاهیم تأکید کرد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که در جستجوی دانایی و دانش باشد و در عوض از خاموشی و احتیاط در سخن گفتن بهره گیرد.