بخش ۵۷ - غزل ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
من زآن توام دگر چه خواهی
جانان توام دگر چه خواهی
تو بلبل خوشنوایی و من
بُستان توام دگر چه خواهی
گر زانکه برفت دل ز دستت
من جان توام دگر چه خواهی
گر درد تو بود از من اکنون
درمان توام دگر چه خواهی
منبعد ز راه لطف هر شب
مهمان توام دگر چه خواهی
حقا نشود دمی فراموش
پیمان توام دگر چه خواهی
ای ابن عماد از دل و جان
خواهان توام دگر چه خواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عمیقترین محبت و وابستگی به معشوق است. شاعر اعلام میکند که او به شکل کامل و بیقید و شرط متعلق به معشوقش است و هیچ خواستهای غیر از این وابستگی ندارد. او خود را به عنوان جان و درمان معشوق معرفی میکند و تأکید دارد که حتی در مشکلترین زمانها، همواره به فکر و یاد اوست. در پایان، شاعر به نام ابن عماد اشاره میکند و تأکید میکند که هیچگاه محبت و پیمانش را فراموش نخواهد کرد.