نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١١۵ - وله در مدح علاءالدین حسین ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم

خود چه میگویم ز دل صد رنج بر جان داشتم

یوسف مصر کرم را از تکسر شکوه ئی

بود و من یعقوب وش دل بیت احزان داشتم

آن علی نام حسن سیرت علاءالدین حسین

کز غم او چشم و دل گریان و بریان داشتم

بس که بر خاطر ملالت بود مستولی مرا

همچو گنج آرامگه در کنج ویران داشتم

گر چه بر من ز آن تکسر گشت رمزی آشکار

لیک چون خوش نامدم از خویش پنهان داشتم

ورچه یکساعت نبودم دور ازو بی درد دل

لیکن از دیدار او امید درمان داشتم

منت ایزد را که دیدم در زمان صحتش

گشته آمن آنچه دل از وی هراسان داشتم

بعد ازین شکرست چون ابن یمین کارم از آنک

حاصلم شد هر چه چشم آن ز یزدان داشتم

گر بماضی شرح دادم اختصاص خود بدان

ظن مبر آنحال ماضی شد که من آن داشتم

داشتم دل در هوای او و خواهم داشتن

تا ابد چون دائم او را رکن ایمان داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دلتنگی و رنجی که از دوری محبوب خود کشیده صحبت می‌کند. او خود را به یعقوب تشبیه می‌کند که در غم فرزندش یوسف می‌سوزد و از عواطف شدیدی که نسبت به محبوبش دارد، می‌گوید. با وجود سختی‌ها و غم‌های بسیار، همیشه امید به دیدار او را در دل داشته و از این دیدار شکرگزاری می‌کند. در پایان، او به این نکته اشاره می‌کند که عشق به محبوبش ابدی است و تا همیشه به او ایمان دارد.