نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١۴٠ - وله در مدح کرایشاه ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ایصبا لطفی بود گر بگذری یک صبحگاه

بر جناب خسرو خسرو نشان کر ایشاه

آنکه گردون در هنر همتا ندیدش گر چه کرد

بارها از مرکز ماهی نظر بر اوج ماه

ورچه هم ممکن بود دیدن نظیرش در هنر

گر کند از چشم احول سوی او گردون نگاه

و آن هنر پرور که اهل فضل را الطاف اوست

در حوائج پایمرد و در حوادث دستگاه

زنگ بر آئینه ماه دو هفته بهر چیست

گر نشد بر آسمان از سینه بد خواهش آه

کوه با چندان گران سنگی بجنب حلم او

باشد از روی سبکساری بسان پرکاه

حاسدش خواهد که باشد در هنر چون او ولی

آدمی را باز داند عاقل از مردم گیاه

ای صبا از طالع میمون و اقبال بلند

چون ببوسی خاک عالی درگهش را صبحگاه

گو بدرگاه تو زین پیش ار نیامد چاکرت

میکند تمهید عذر آن و میآرد گواه

کعبه صاحبدلان درگاه خلد آسای تست

هر ضعیفی کی تواند برد سوی کعبه راه

با وجود این کرم نیزت بخواهد عذر من

کو به عالم چون کرم ابن یمین را عذر خواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعریست که به ستایش خسرو، یک شخصیت بزرگ و هنرمند پرداخته شده است. شاعر از زیبایی و هنر او صحبت می‌کند و بیان می‌کند که هیچ‌کس در هنر به پای او نمی‌رسد. همچنین، اشاره می‌شود که حسادت برخی افراد به او وجود دارد، اما او با عزت نفس و بزرگواری خود بر همه‌ی این مسائل غلبه می‌کند. در نهایت، شاعر از صبا (صبح) درخواست می‌کند که خاک درگاه خسرو را ببوسد و خواسته‌ای را برای خود پیشکش کند. این شعر به طور کلی تجلیل از مقام والای او و آرزوهایی که برای نزدیک شدن به او دارد را روایت می‌کند.