شمارهٔ ٢١ - قصیده ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جهان پیر را دولت جوانست
که ارغونشاه نوئین جهانست
پناه ملک ارغونشاه عادل
که اندر ملک چون در تن روانست
زیمن عدل او سیمرغ فتنه
بگوشه گیری زاغ کمانست
هما آسا عقاب رایت او
ز روی خاصیت سلطان نشانست
جهان از عدل او تا یافت سدی
ز یأجوج حوادث در امانست
گر از داد و دهش پرسی چه گویم
چه جای حاتم و نوشیروانست
گه رزمش ببین وز پور دستان
مگو کان داستان باستانست
ببزمش در نگر گوئی بهارست
ولیکن چون خزانش زرفشانست
خزانست آن ندانم یا بهارست
بهار است این ندانم یا خزانست
خوشا ابن یمین گوید ببزمش
بگلرخ ساقئی کارام جانست
سبکروحا برو رطل گران ده
که بیگه شد گه رطل گرانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش ارغونشاه، پادشاه عادل و جوان، میپردازد. شاعر بیان میکند که دولت جوان او مانند روح در بدن است و به ملک آرامش و عدالت میبخشد. او ویژگیهای پادشاهی نظیر عدالت و قدرت را توصیف میکند و به تأثیر مثبت او بر جامعه اشاره میکند. همچنین، شاعر در توصیف بزم و شادی در دربار او با طبیعت و تغییرات فصلها مقایسه میکند. اشعار به نوازش و عشق به زندگی و شادی اشاره دارد، در حالی که از متناقض بودن بهار و خزان نیز سخن میگوید. به طور کلی، این شعر نمایانگر شکوه و عظمت دوران حکمرانی ارغونشاه و تأثیر آن بر مردم است.