نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ - قصیده در مدح محمد بیک ارغونشاه ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

امیری کو سزای گاه باشد

محمد بیک ارغونشاه باشد

جهانداری که از اورنگ شاهی

چو بر گردون گردان ماه باشد

قبا گر ز اطلس گردونش دوزند

بقد همتش کوتاه باشد

عروس مملکت در عقد غیری

اگر روزی بصد اکراه باشد

ز دامادی او چون یادش آید

حدیثش جمله واشوقاه باشد

نه چون فیض کفش بخشد عطا ابر

که این پیوسته آن گه گاه باشد

بجنب حلم او کوه گران سنگ

سبکسرتر بسی از کاه باشد

چو می الطاف عذبش از لطافت

نشاط افزای و انده کاه باشد

عدو در بوته قهرش گدازان

بکردار زر اندرگاه باشد

بروز رزم اگر شیر آیدش پیش

بسی عاجز تر از روباه باشد

از آن بگرفت زنگ آئینه ماه

که آن گویا نه دولتخواه باشد

بشرق و غرب صیت مکرماتش

زبان کردار در افواه باشد

خرد هر چند میگوید محال است

که شاهی مثل او برگاه باشد

ولی آئینه شبهش می نماید

خدایست آنکه بی اشباه باشد

جوان بختا توئی آنکس که رأیت

ز راز چرخ پیر آگاه باشد

سپهر ملک را ماهی که او را

ز منزلها یکی خرگاه باشد

نه ماهی بلکه خورشید سپهری

اگر خورشید ظل الله باشد

ترا میزیبد این دیهیم و اورنگ

که کم شاهی چو تو با جاه باشد

نه هر شاهی سزای تاج و تختست

بشطرنج اندرون هم شاه باشد

محمد سیر تا ابن یمین را

بعالی درگهت گر راه باشد

ندارد آرزوی دل بجز آنک

بجان حسان این درگاه باشد

همیشه تا کنند افلاک دوری

که هر سی روز او یک ماه باشد

ز دورانت مسلم باد شاهی

که اوج ماه تا از چاه باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید و ستایش یک پادشاه به نام محمد بیک ارغونشاه پرداخته و ویژگی‌های برجسته او را توصیف می‌کند. او را فردی با همت بلند و توانمند می‌داند که زیبایی و شکوه سلطنتش همتا ندارد. شاعر تأکید می‌کند که عروس مملکت (کشور) در صورت ازدواج با دیگران، به یاد این پادشاه می‌افتد و با شوق به یاد او می‌پردازد. او همچنین ویژگی‌های نیکو چون حلم و عطوفت او را توصیف می‌کند که دشمنانش را خوار و ضعیف می‌کند. در نهایت، شاعر به عظمت و مقامی که این پادشاه دارد اشاره می‌کند و او را در دسته‌ای خاص و برتر از سایر شاهان قرار می‌دهد. در قضاوت نهایی، شاعر بر آن است که او مانند خورشید در آسمان، بی‌همتا و خاص است.