نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧۴ - وله ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بعزم سفر شاه جمشید فر

بر افراخت رایت بخورشید بر

بهر سو که روی آورد رایتش

قوی پشت باد او بفتح و ظفر

شنیدم ز گفتار کار آگهی

که فرمود شاهنشه بحر و بر

که ابن یمین نیز اقبال وار

درین ره ببندد بخدمت کمر

همانا که رأی همایون شاه

ندارد ز حالم کماهی خبر

ز مستان و پیری و بیحاصلی

برین صورت ار کرد باید سفر

ببینم بچشم آنچه گوشم شنید

که باشد سفر قطعه ئی از سقر

کمال کرم را چه نقصان رسد

اگر شهریار فریدون سیر

ز داد و دهش کار چاکر نخست

بسیم فراوان کند همچو زر

پس آنگه اجازت دهد تا بجان

دعا گوی میباشمش در حضر

ز درگاه عالم پناهش رهی

ندارد جز این التماس دگر

جهاندار شاها بسمع رضا

زمن بشنو این نکته مختصر

بده داد بیچاره گر بایدت

که دادت دهد داور دادگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به سفر شاه جمشید اشاره می‌کند که پرچم خود را به نشانه پیروزی برافراشته است. او به فرمان پادشاه، به سفر می‌رود و در این مسیر به دنبال کشف واقعیت‌هایی است که تنها شنیده است. شاعر از وضعیت خود و ناامیدی‌اش صحبت می‌کند و می‌گوید که اگر شاه فردوس سیر شده، نباید از نظر کرم و بخشش نقصان ببیند. او در نهایت از شاه درخواست می‌کند که اگر ممکن است، به بیچارگی‌اش رحم کند و به او کمک کند، چرا که او تنها به دعا و التماس پرداخته است. شعر با اشاره به اهمیت بخشندگی و دادگری شاه به پایان می‌رسد.