شمارهٔ ٨٧ - ایضاً در تهنیت عید و مدح وجیه الدین مسعود ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فرخنده باد مقدم عید خجسته فر
بر روزگار دولت دارای بحر و بر
فرمانده بسیط زمین سرور زمان
سلطان وجیه دولت و دین شاه دادگر
آن صفدر زمانه که در شأن رایتش
نازل شد از سپهر برین آیت ظفر
تاراج حادثات به بدخواه ملک او
نگذاشت غیر دیده و لب هیچ خشگ و تر
ای صد هزار بنده چو محمود بر درت
بسته ایاز وار بفرمانبری کمر
بهر نثار حضرت میمونت روز عید
ابن یمین اگر چه ندارد بدست زر
لیکن ز بحر خاطر در بار در ثنات
اینک نثار میکند از جان و دل گهر
تا حکم آب بر سر آتش بود روان
تا بر بساط خاک بود باد را گذر
از تیغ همچو آتش و آبت گه مصاف
بادا عدوی تو از خاک پست تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به مناسبت عید خجسته فرخنده است و به توصیف ویژگیهای عالی فردی میپردازد که در مقام فرماندهی و سلطانی و در جهت عدالت و دین، نقش مهمی ایفا میکند. او را به عنوان کسی میشناسند که پیروزی و اقتدارش به گونهایست که حوادث و مشکلات نتوانستهاند او را تحت تأثیر خود قرار دهند. همچنین، شاعر با احساس ارادت و محبت خود، با نثار جان و دل، ابراز عشق و ستایش به این شخصیت میکند و بر این باور است که او برتر از دشمنانش خواهد بود. در نهایت، شعر با تصاویری از قدرت و شکوه همنوایی میکند که نشاندهندهی جایگاه خاصی است که این فرد در جامعه دارد.