نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر

گو ببین چشم و لبش راست چو بادام و شکر

نه لب و چشم همه شکر و بادام بود

چشم و لب دلبر ما راست چو بادام و شکر

بهر چشم و لبش ار جان بدهم شاید از آنک

آرزوی دل شیداست چو بادام و شکر

گر چه از چشم و لبش دید زیانها دل من

لیک آنرا بهوس خواست چو بادام و شکر

بوسه ئی خواستم از وی ز پی منع سئوال

چرب و شیرین سخن آراست چو بادام و شکر

سخن ابن یمین در صفت چشم و لبش

چرب و شیرین ز همه خاست چو بادام و شکر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های چشمان و لبان محبوبش می‌پردازد و آنها را به بادام و شکر تشبیه می‌کند. او از آرزوی خود برای داشتن این زیبایی‌ها سخن می‌گوید و حتی اگر بر اثر آن زیان ببیند، بازهم دلش خواهان آن است. شاعر به زیبایی کلام نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که سخنانش در توصیف محبوبش چرب و شیرین است. این شعر به‌طور کلی در ستایش از زیبایی و جذابیت محبوب و تاثیر آن بر دل عاشق سروده شده است.