نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای بخوبی عارضت ماه چکل

مه چه باشد آفتاب از تو خجل

رسته دندانت در چشم منست

قطره های اشک از آن شد متصل

دفع نتوان کرد عشقت را بعقل

هیچکس خورشید ننداید بگل

روز محشر کس نپرداز بکس

من در آنساعت بحسنت مشتغل

جز هوای وصل آن دلبر مخواه

ایدل ار خواهی هوای معتدل

خیز چون ابن یمین پروانه وار

آتش شوقت چو گردد مشتعل

در پی دلدار دست از دل بدار

وصل جانان جوی دست از جان گسل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی معشوق و احساسات عاشقانه شخص سخن می‌گوید. شاعر معشوق خود را به ماه تشبیه می‌کند و می‌گوید که حتی آفتاب هم از زیبایی او شرمنده است. دندان‌های معشوق در چشم شاعر می‌درخشد و اشک‌های او به خاطر عشق ناشی از این زیبایی جاری می‌شود. شاعر می‌گوید که نمی‌تواند عشقش را با عقل کنترل کند و در روز قیامت هیچ‌کس به کار دیگری نمی‌رسد، او تنها به زیبایی معشوق فکر می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که هوای وصال او را بکند و مانند پروانه‌ای به دنبالش بیفتد، زیرا عشق او آتشین شده است. پایان شعر نیز دعوت به کنار گذاشتن دل و جان در پی وصال محبوب است.