نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم

نثار چون تو دلداری نشاید کمتر از جانم

خیال زلف مشکینت بسی در خواب می بینم

ندانم تا چه پیش آید پس از خواب پریشانم

ز چوگان سر زلفت شدم چون گوی سر گردان

ز عشق گوی سیمینت خمیده قد چو چوگانم

خرد را وهم آن باشد که طوطی شکر خایم

گهی کز لعل در بارت حدیثی در میان رانم

مرا دردیکه در دل هست چون از هجر روی تست

بجز وصل تو در عالم نباشد هیچ درمانم

نخواهم دل اگر خالی بود از مهر دلدارم

نجویم جان اگر یک دم زند بی یاد جانانم

چو طوطی خطت دایم بگرد شکرت گردم

که شیرینتر ازین کاری من بیدل نمیدانم

نخواهم دامن مهرت ز دست دل رها کردن

مگر روزی که دور از تو اجل گیرد گریبانم

سر ابن یمین روزی که خواهد رفت از دستش

همان بهتر بدی روزیکه در پای تو افشانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و محبت عمیق خود به معشوق صحبت می‌کند. او تمایل دارد که سر خود را در پای محبوب افشانده و جانش را فدای او کند. شاعر به زیبایی زلف معشوق و تاثیر آن بر خواب‌هایش اشاره می‌کند و از درد جدایی و هجران می‌نالد. او می‌گوید که تنها در وصال معشوق درمان و آرامش می‌یابد و بدون عشق او نمی‌تواند زندگی کند. در نهایت، شاعر به عشق و علاقه‌اش به محبوب و عزم خود برای وفاداری تا زمانی که زنده است، تأکید می‌کند.