شمارهٔ ۵۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روی زیبای تو آرایش هر انجمن است
لعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است
خال مشکین تو بر عارض خورشیدوشت
نقطه عنبر نو بر ورق نسترن است
بر بیاض رخ تو خط سیه باقی باد
کان سوادیست کزو روشنی چشم من است
یا رب آن در خوشاب است و بناگوش چو سیم
یا سهیل یمن اندر بر ماه ختن است
هست در وصف دهانت سخنم تنگ مجال
آن دهن خود که تو داری چه مجال سخن است
نیش زنبور عسل بر گل سیراب رسید
نوش بنهاد در او و عسل اکنون دهن است
همچو سایه پی خورشید رخت چون نرود
دل که در گردنش از زلف تو مشکین رسن است
بشکست دل بیچاره کجا در نگرد
زلف مشکینت که سر تا به قدم پرشکن است
یوسف حسنی و یعقوب صفت ابن یمین
در فراق رخ تو ساکن بیت الحزن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلانگیزی محبوبی اشاره دارد که جذابیت و ویژگیهای ظاهری او را با تصاویری زیبا و شاعرانه توصیف میکند. شاعر از آرایش چهره محبوب میگوید که نماد زیبایی در هر جمعی است و به لعل شیرین و خال مشکین او اشاره میکند. زیبایی او چنان است که دل هر مرد و زنی را به تپش میآورد. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف، مانند خط سیاه بر رخ سفید و دهن عسلین، زیبایی و جذابیت او را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به درد فراق از محبوب و حسرت دوری از او اشاره میکند.