شمارهٔ ١٣۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صاحب اعظم کریم الدین سر گردنکشان
ایکه در مردی و رادی چون تو سر داری نخاست
رأی پیرت گر چه باشد یاور اندر کارها
لیک چون بخت جوانت در جهان یاری نخاست
فتنه را در خواب مستی سر فروشد تا بدید
در جهان چون حزم هشیار تو بیداری نخاست
هر چه کرد از بهر نظم ملک و ملت رأی تو
در ضمیر آسمان بر کارش انکاری نخاست
فتنه تا در پیش عدلت سر صراحی وش نهاد
در جهان غیر از پیاله هیچ خونخواری نخاست
آز را در خشگسال مکرمت یکدم که دید
کش ز ابر دست گوهر بارت ادراری نخاست
صاحبا گوهر فروشی میکنم از من بخر
کاینچنین جنس نفیس از هیچ بازاری نخاست
پیش ازین گر شاعران بودند چون ابن یمین
شاعری قادرتر از وی اینزمان باری نخاست
بانوا دارش که در گلزار مدحت بلبلی است
بلبلی چون او به دورانها ز گلزاری نخاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش صاحب اعظم کریم الدین میپردازد و تأکید میکند که او در مردی و رهبری بینظیر است. شاعر به تأثیر مثبت عقل و تدبیر او در نظم و امنیت جامعه اشاره میکند و میگوید که بخت جوان او در دنیا هیچ کمکی نمیتواند به او کند. شاعر به تمثیلهایی از فتنه و بیخبری در خواب مستی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که در حین بلایای اجتماعی، عدالت و تدبیر او سدی در برابر خونریزیها ایجاد میکند. او همچنین بر ارزش و نایابی استعداد و هنر خود تأکید میکند و اشاره میکند که از شاعرانی چون ابن یمین هم اکنون شاعری توانمندتر وجود ندارد. در نهایت، شاعر به بلبلی در گلزار مدح اشاره میکند که نشاندهنده نایابی و زیبایی شعر اوست و با این تصویر به ارزش کار خود و جایگاهش در ادبیات تأکید میکند.