شمارهٔ ١۴٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
کسی گفت عزت بمال اندرست
که دنیا و دین را درم یاورست
چه مردی کند زور بازوی جاه
که بی مال سلطان بی لشکرست
تهیدست با هیبت و نام نیک
زن زشتروئی که بیچادرست
بدان مرغ ماند که بر شخص او
پرو پوش بسیار و بس لاغرست
دگر کس نگر تا جوابش چه داد
بجاهست اگر آدمی سرورست
بذلت بود مرد مجهول نام
وگر خود ز مال آستانش زرست
خردمند را جاه باید نه مال
وگر مال خواهی بجاه اندرست
وگر راست خواهی ز سعدی شنو
قناعت ازین هر دو نیکوترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مقایسهی ارزش مال و مقام میپردازد و تأکید میکند که عزت و شرافت واقعی در دنیا و دین به داشتن مال و ثروت نیست، بلکه به شخصیت و مقام انسانی مرتبط میشود. او میگوید که مردی که فقط به زور و ثروت تکیه کند، در حقیقت تهیدست و بیارزش است. همچنین، او به اهمیت قناعت و خرد در زندگی اشاره میکند و نتیجهگیری میکند که قناعت از هر دو یعنی مال و جاه بهتر است.