شمارهٔ ١٧١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا صورت از لغوه گر کج شود
چه نقصان رسد زان بمعنی راست
اگر چه فتد تیر در احتراق
و گر چند گیرد تن ماه کاست
همان سروری ماه را ثابتست
همان دانش تیر گردون بجاست
ز معنی ندارد کسی آگهی
که مانند آئینه صورت نماست
نه انسان همین شکل و این صورت است
که این صورت و شکل مردم گیاست
جز این نیست پیدا که انسان دلیست
که او هست باقی و باقی فناست
چو معنی آن یافت ابن یمین
اگر صورتش نیک و ور بد رواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ماهیت واقعی انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که ظاهر و صورت انسان تنها یک نمای ظاهری است و مهمتر از آن باطن و دل انسان است. اگر چه صورت و شکل ممکن است تغییر کند یا نیک یا بد باشد، اما اهمیت اصلی به معنای درونی و روحی است که باقی و پایدار است. در نهایت، شاعر به درک عمیقتری از وجود انسان اشاره میکند که به دیدگاه ابن یمین اشاره دارد و میگوید که حقیقت انسان فقط در دلی است که در او باقی میماند، در حالی که ظاهر فناپذیر است.