نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣۴٢ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتیم بکوشش بتوان یافت در آفاق

یاری که توانیم همه عمر بهم بود

سر تا سر آفاق بگشتیم و ندیدیم

یاری که توان گفت که از اهل کرم بود

دیدیم سه یار از همه عالم که در ایشان

آئین صفا بود و دم صدق و قدم بود

یاری که بدست آمد و سر باخت شب و روز

واندر همه حالی بقدم بود قلم بود

و آن یار که بد همدم و دم زد ز سر صدق

صبح است که با ما همه دم در سر دم بود

و آن یار که با ما بوفا بود یکی دم

غیبت ننمود از دل سودا زده غم بود

گر معرفتت هست برون زین مطلب یار

تا عاقبت کار نباید به ندم بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دنبال یافتن یاری در دنیا است که بتواند همواره همراه او باشد. او با جست‌وجو در جهان متوجه می‌شود که یافتن چنین یاری دشوار است. اما در ادامه از سه یار یاد می‌کند که دارای صفا و صداقت هستند. یکی از این یاران کسی است که روز و شب با اوست و در هر حال با قلم در دست او را یاری می‌کند. یار دیگر صبحی است که در صداقت همیشه همراه اوست و سومی همواره با او بوده و در غیبت و درد همراهی داشته است. در پایان، شاعر به این نکته می‌رسد که اگر شناخت و معرفت کافی نسبت به این یاران داشته باشد، نباید از دلسردی و ناامیدی دور شود.