شمارهٔ ٣۵۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
محیط و مرکز افضال زین ملت و دین
توئیکه چون تو جوانبخت چرخ پیر ندید
سپهر اگر چه بهر سو هزار دیده گشاد
بجز بدیده احول ترا نظیر ندید
خیال در همه عالم بگشت و همچو توئی
بچار بالش امکان درون امیر ندید
قیاس کلک تو با تیر میگرفت سپهر
شکوه کلک ترا هیچ کم ز تیر ندید
ز راه بنده نوازی اشارتی کردی
به بنده ئی که ز فرمانبری گزیر ندید
خلاف رأی تو چندانکه عقل صورت بست
بهیچ روی در آئینه ضمیر ندید
شکسته بسته مدیحی چنین که میبینی
بر این جریده نبشت ار چه دلپذیر ندید
مگیر خرده بر آن بنده ئی که طاعت خویش
بجز متابعت خاطر خطیر ندید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر به ستایش فردی خاص و ویژگیهای منحصر به فرد او پرداخته است. شاعر به توصیف جوانب مثبت و برجسته این فرد میپردازد و از او به عنوان کسی که در میان دیگران نظیر ندارد، یاد میکند. او اشاره میکند که حتی در آسمان (سپهر)، هیچ کس به اندازه این فرد دیده نمیشود و او را با سمبلهای قدرت و زیبایی مقایسه میکند. همچنین، شاعر اندیشههای این فرد را برتر از عقل عمومی میداند و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند به مانند او زیبایی و شکوه داشته باشد. در پایان، شاعر میگوید که این بنده، تنها پیرو دل و خواسته خود بوده و در اطاعت از او هیچگونه تردیدی ندارد.