نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣۶٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا که طوطی شکر فشان گلشن قدس

چو پیش بلبل نطق اوفتد پر اندازد

عروس این تتق سبز زرنگار ز شرم

چو بکر فکر مرا دید زیور اندازد

فریب و ریو ز سودائیان بیمایه

بدان رسید که سود و زیان بر اندازد

ولی مهابت ان افضل زمین و زمان

که منشی فلکش زیر پا سر اندازد

غیاث دولت و ملت که بحر خاطر او

گه تلاطم امواج گوهر اندازد

فلک شود همه تن آفتاب اگر رایش

بلطف سایه بر این سبز منظر اندازد

چنان ببست زبانشان که پیش کس پس ازین

که راست زهره که رمزی از آن در اندازد

همیشه تا دم باد خزان چو اهل کرم

بروی خاک پر از شاخها زر اندازد

مباد حاسد جاهت جز آنچنان که ز جزع

فراز صفحه زر گوهر تر اندازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌ها و لطافت‌های گلشن قدس و پرنده طوطی اشاره می‌کند. او به عروس سبز و زیبا و تأثیر شگفت‌انگیز آن بر افکارش می‌پردازد. همچنین، بر قدرت تأثیرگذاری افراد و مکان‌ها در سرنوشت مردم تأکید می‌کند و به زیبایی فضا و طبیعت اشاره دارد. شاعر از حسادت‌ها و مشکلاتی که ممکن است بر سر راه موفقیت‌ها قرار گیرد، ابراز نگرانی می‌کند و می‌خواهد که تنها زیبایی و نیکی در زندگی جاری باشد. در نهایت، او امیدوار است که حاسدان تنها به زشتی‌ها دامن نزنند و ارزش‌های حقیقی را تحقیر نکنند.