نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴٢٩ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سر افاضل عالم امام عبدالحی

ز هی بخامه گهر پاشتر ز ابر مطیر

ز اهل فضل توئی آنکه در مراتب شعر

رسیده ئی بکمال و گذشته ئی ز اثیر

توئی که خامه زر پیکرت بغواصی

میان ببست و برآورد در ز لجه قیر

سپهر اگر چه هزاران هزار دیده گشاد

بجز بدیده احوال ترا ندید نظیر

ز غیرت سخن خوشترت ز شیر و شکر

شود گداخته حاسد چو شکر اندر شیر

هنرورا بادای حقوق و مدحت تو

ضمیر ابن یمین گر همی کند تقصیر

به بیش ازین نرسد خاطر مشوش او

تو از بزرگی خود در گذار و خورده مگیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شخصیت والای امام عبدالحی است که به عنوان فردی با فضل و کمال در عرصه شعر شناخته می‌شود. شاعر از نبوغ و توانایی‌های او در ادبیات سخن می‌گوید و او را از دیگران ممتاز می‌داند. با وجود اینکه اشخاص زیادی در دنیا وجود دارند، هیچ‌کدام نظیر او نیستند. شاعر همچنین به حسادت دیگران به او اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که هنر و شخصیت او باید مورد احترام قرار گیرد. در نهایت، به امام عبدالحی توصیه می‌شود که از بزرگی و مقامش گذر کند و به خود تکبر نداشته باشد.