شمارهٔ ۵۵٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا ز وقت بد خود جزع مکن ز نهار
صبور باش چه دانی نکو شود ایدل
مجوی صحبت نادان از آن همی ترسم
که همچو صحبت سنگ و سبو شود ایدل
بترک صحبت او گیر کز فضیحت او
بسیط خاک پر از گفتگو شود ایدل
فروغ شهوت و سوزش مده بباد امل
که آبروی تو چون آب جو شود ایدل
بگرم مهری دوران مباش غره ازانک
که بیگناه ترا کینه جو شود ایدل
هنر طلب که هنرمند را سعادت و بخت
بروزگار کهن ماه نو شود ایدل
هنر چو مشک بود مشک کی نهان ماند
جهان ز نفحه او پر ز بو شود ایدل
کنون چو ابن یمین را هنر پناهی نیست
که لطف بیند اگر سوی او شود ایدل
بکنج عافیت ارام یافت تا پایش
مگر بگنج قناعت فرو شود ایدل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به مشکلات و چالشهای زندگی اشاره میکند و از فرد میخواهد که در برابر سختیها صبور باشد و ناامید نشود. او به دوری از صحبت با نادانان توصیه میکند، زیرا این نوع گفتگوها میتواند انسان را به مشکلات بیشتری دچار کند. همچنین، به این نکته اشاره دارد که شهوت و آرزوهای بیپایه به آبروی انسان آسیب میزنند. شاعر همچنین بر اهمیت هنر و مهارت تأکید میکند و میگوید که داشتن هنر میتواند خوشبختی و سعادت را به ارمغان بیاورد. در نهایت، او فرد را به جستجوی قناعت و آرامش در زندگی دعوت میکند، تا بتواند از مشکلات عبور کند.