نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵٨١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تو

مپرس کز غم تو حال بر چه سان دارم

منم که بر رخ چون شنبلید دور از تو

ز نرگس آب بقم روز و شب روان دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از جدایی و دوری از محبوبش صحبت می‌کند و در پاسخ به اینکه حالش چگونه است، می‌گوید که نباید از او بپرسند زیرا غم فاصله از او را در دل دارد. او با اشاره به چشمان محبوبش، می‌گوید که عشقش مانند آب نرگس، دائماً در حال روان است و این حس دوری را به شدت تجربه می‌کند.