شمارهٔ ۶۴۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحدم گذری کن ز روی لطف
بهر من شکسته محزون ممتحن
سوی جناب آصف ثانی علاء دین
کز راه رتبت اوست سلیمان این زمن
دستور دین پناه محمد که رأی اوست
در ضبط ملک بر صفت روح در بدن
آنصاحبی که با نفس خلق فایحش
باشد سیاهروی جهان نافه ختن
گر باشدت مجال که گوئی حکایتی
این یکسخن بعرض رسان از زبان من
کای مفتی شرایع احسان روا بود
کابن یمین ز بهر تو ببرید از وطن
کشتی بخشگ راند و خدام آنجناب
غرق بحار جود تو یکسر زمرد و زن
آری اگر رواست تو مخدوم و حاکمی
ور نارواست پس نظری سوی او فکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از بادی میخواهد که به سمت آصف ثانی (سلطان) بوزد و به او خدمت کند. او از حالتی شکسته و غمگین سخن میگوید و به جایگاه و مقام آصف اشاره میکند که در آن مقام، سلیمان، پیامبر بزرگ، هم از اوست. شاعر همچنین به دستور دین پناه محمد اشاره دارد و از اهمیت حاکمیت و اخلاق در حفظ سلطنت و ملک سخن میگوید. او از حاکم میخواهد که توجهی به او و حالش کند و میگوید اگر او حاکم و بزرگمنشی است، باید به مردم کمک کند و اگر نه، به آصف نگاه کند. در نهایت، شاعری از خطای حاکم نیز سخن میگوید و از وی میخواهد که در تصمیمگیریهایش با احتیاط عمل کند.