شمارهٔ ۶۴٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
امیر حیدری ایسالک مسالک حق
توئی مجرد و مفرد بسان روح الامین
چو عقل کل شده دانند حقیقتها
توئیکه علم یقین تو هست عین یقین
کنند صومعه داران عالم علوی
برین روش که تو داری بصد زبان تحسین
سپهر گرم رو شوق را چو تو قطبی
نشان نداد کس از ساکنان روی زمین
مرا چو زاغ کمان چند روز دور از تو
عقاب حادثه دهر داشت گوشه نشین
بخدمت ار نرسیدم تو از بزرگی خویش
مگیر خرده برین بنده ضعیف حزین
که در فضایل ذات تو کم نخواهد شد
ببعد و قرب مکان اعتقاد ابن یمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از امیر حیدری به عنوان موجودی مجرد و بینظیر یاد میکند که مشابه روحالامین است. او به دانایی و حقیقت عمیق امیر اشاره دارد و بیان میکند که علما در عوالم بالا او را به زبانهای مختلف تحسین میکنند. سپس شاعر با تمثیلی درباره ساکنان زمین و مقام امیر، به دوری خود از او به مانند زاغی اشاره میکند که از عقابی دور است. در ادامه، او از بزرگی امیر عذرخواهی میکند و میگوید که اگر نتوانسته به او خدمت کند، نباید از او خرده بگیرد، زیرا فضایل او هرگز کمتر نخواهد شد. این شعر به نوعی بیانگر عشق و ارادت شاعر به امیر حیدری و جایگاه والای او در عالم معنوی است.