شمارهٔ ۶٩١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
می نوش و شادباش و طرب کن که دمبدم
نو مهره ئی برآید ازین حقه کهن
چیزیکه هست و بود و بود نیست غیر این
این لوح اگر هزار پی آری ز سر به بن
زای زبان عجز گره میشود چو ها
در شرح آنکه هست بر آن دال کاف کن
ابن یمین نصیحت پیرانه میکند
تا بخت نو جوان شودت گوش کن سخن
گر رنج دل همی طلبی از برای رزق
فکرت بجمع بیشتر و پیشتر مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به شادی و لذت از زندگی پرداخته و به این نکته اشاره دارد که هر لحظه جدیدی ممکن است فرصتی تازه برای تجربه خوشیها باشد. شاعر تاکید میکند که در زندگی حقیقی، چیزهایی فراتر از ظواهر وجود دارد و باید به عمق آن پی برد. همچنین، نصیحتی به جوانان میکند که از تجربههای پیران بهره ببرند و برای بهبود وضعیت خود، به فکر باشند و از درگیریهای ذهنی بیمورد دوری کنند. در نهایت، بر اهمیت جمعآوری فکر و توجه به لحظات زندگی تاکید میکند.