شمارهٔ ۶٩٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ندانم از چه بکینم میان ببست سپهر
چو هست بر همه آفاق مهر او روشن
کدام مهر که از تیغ کین او نرهی
و گر ز پوست بپوشی چو ماهیان جوشن
گلی بگلشن نیلوفری چو من نشکفت
بکام اهل دلی در جهان در این گلشن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این قطعه شاعر از ناامیدی و درد خود سخن میگوید. او نمیداند از چه چیزی باید اندوهگین باشد در حالی که مهر و محبت خداوند بر همهجا نور میافشاند. او به این فکر میکند که چگونه میتوان از درد و کینهٔ موجود رهایی یافت. همچنین به زیبایی گل نیلوفری اشاره میکند که در دل گلشن نمیتواند شکوفا شود و این نمادی از حسی از ناپایداری و غم در این دنیا است. شاعر در نهایت به آرزوی دلهای مهربان در این جهان اشاره میکند.