شمارهٔ ٧۴۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بینوائی و حفظ ناموسم
کرد فرد از جماعتی انبوه
نکشم همچو ماکیان خواری
از پی دانه در میان گروه
جای گیرم چو کبک در کهسار
ریک چینم بجای دانه ز کوه
زان گزیده است انزوا عنقا
که شد از ناپسند خلق ستوه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به درد و رنج ناشی از زندگی در جمعی بزرگ اشاره میکند و احساس خجالت و ذلت را از پیگیری منافع خود (دانه) بیان میکند. او میخواهد مانند کبک، در کوهها به دور از دیگران و مشکلات زندگی کند و از انزوا که در آن گرایش به فرار از جامعه را دارد، سخن میگوید. در نهایت، او از ناپسندیهای اجتماعی و زشتخوایی مردم رنج میبرد و از آن دوری میجوید.