شمارهٔ ٨٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از مال مهتری نبود کسب فضل کن
کانکس که فاضلست بگیتی مسو دست
گر جهل با غناست همه عاران کس است
با فقر ساختیم که فخر محمدست
باز آمدم از آنچه هوا بود رهنماش
عقلم نمود راه که این عود احمدست
چون با قضا مرام موافق نهاده اند
زندان مرا مقابل صرح ممرد است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات دانش و فضیلت میپردازد و بیان میکند که کسب علم و فضل از مال و ثروت نیست. شاعر میگوید که علم برترین سرمایه است و جهل با وجود ثروت هیچ ارزشی ندارد. او از فقر خود با افتخار یاد میکند و میگوید که بازگشت او به مسیر درست به دلیل عقل و آگاهیاش است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که مقدرات زندگی او به شیوهای پیشرفته است و زندانی که در آن به سر میبرد، در حقیقت مقابل عظمت خداوند قرار دارد.