نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨۵۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فرزند هنرمند من ای نور دو چشمم

حقا که مرا بیتو ز جان هست ملالی

در هجر تو خون شد دل از اندیشه آنم

کایا بودم با تو دگر باره وصالی

روزیکه بصد حسرت و محنت بشب آید

بی روی چو ماه تو مرا هست بسالی

رفتی بهوای تو روان مرغ روانم

زین تیره قفس گر نبدی سوخته بالی

جاوید بمانم اگرت بینم و این حکم

اثبات محالست بتدبیر محالی

آورد دلم یکسخن خویش بتضمین

چون داشت در این قطعه دلسوز مجالی

چون شکر نگفت ابن یمین روز وصالت

شد در شب هجران تو قانع بخیالی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عاطفه و دلتنگی شاعر برای فرزند هنرمندش است. شاعر با احساسی عمیق از عشق و وابستگی به فرزندش، از رنج‌های ناشی از دوری و جدایی سخن می‌گوید. او به یاد روزهای خوشی که با فرزندش گذرانده، حسرت می‌خورد و اظهار می‌کند که زندگی بدون دیدار فرزندش برایش سخت و طاقت‌فرساست. شاعر آرزو می‌کند که دوباره بتواند فرزندش را ببیند و این دوری برایش غیرقابل تحمل است. در نهایت، او اشاره می‌کند که عشق و احساسی که دارد، فراتر از امکان است و نشان از عمق وابستگی او به فرزندش دارد.