نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨۶۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال

بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای

امیر عالم عادل که غیر او نرسید

ز خسروان جهان کس درین سپنج سرای

به بی نظیری عنقا و همت شهباز

بدلفریبی طاوس و فرخی همای

ز رهبری سعادت همانزمان که رسی

بدان خجسته جناب ای نسیم روح افزای

نخست بوسه ده آن آستان عالی را

بس آنکه از در تقریر اشتیاق درای

نیاز ابن یمین عرضه کن بشرط ادب

بگوی کای مه و مهرت خجل ز روی و زرای

تو آفتابی و من ذره هوا دارت

چو آفتاب سوی ذره التفات نمای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نسیم باد شمال می‌خواهد که به درگاه پادشاهی عادل و بزرگوار برود. او این پادشاه را بی‌نظیر می‌داند و او را برتر از دیگر پادشاهان معرفی می‌کند. شاعر با ستایش از صفات پادشاه، از نسیم می‌خواهد که نخست بوسه‌ای به آستان او بیفشاند و سپس احساس نیاز و اشتیاق خود را به ساحت پادشاه ارائه دهد. او خود را چون ذره‌ای در مقابل آفتاب پادشاه می‌بیند و از او می‌خواهد تا به او التفات کند.