شمارهٔ ٨٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با فلک دوش بخلوت گله ئی میکردم
که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست
اینهمه جور تو با مردم فاضل ز چه خاست
وینهمه فضل تو با جاهل و با نادان چیست
فلکم گفت که ایخسرو اقلیم هنر
هست معهود چو این مشغله و افغان چیست
در زوایای فلک چشم بصیرت بگشای
با همه فضل برون آر که بی نقصان چیست
گر کنی دعوی همت بجهان ابن یمین
همچو دو نان سخن جامه و ذکر نان چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با فلک (آسمان) به گفتگو میپردازد و به دلایل ناعدالتیهایی که در زندگی وجود دارد، میپردازد. او از فلک میپرسد که چرا افراد با فضیلت به سختی دچار مشکلات میشوند و کسانی که جاهل و نادان هستند مورد لطفاند. فلک نیز به او پاسخ میدهد که این وضعیت، بخشی از سرنوشت انسانهاست. شاعر از فلک میخواهد که حقیقت را روشن کند و نشان دهد که در نهایت، فضیلت و نیکی چه معنایی دارد و این که اگر سخنی از همت و تلاش باشد، چه ارزشی دارد. در کل، این شعر به پرسشهای عمیق درباره عدالت، فضیلت و سرنوشت اشاره دارد.