شمارهٔ ٨٨٧ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یاد ایامی که دروی صاحب صاحبقران
گاهگاهی التفاتی سوی چاکر داشتی
حاتم ثانی جلال ملک و دین کان کرم
آنکه هر روزم ز روز رفته بهتر داشتی
گر هزاران غم رسیدی بر دل ابن یمین
از دلش یکیک بدست مکرمت برداشتی
بیگنه با من ندانم تا شرنگ افشان چراست
آنکه گفتاری بشیرینی چو شکر داشتی
از رهی بد خدمتیی چون نیامد در وجود
تا ز طبع نازک او چشم کیفر داشتی
پس چرا از سایه لطف خودم محروم داشت
آنکه با من صفوت خورشید خاور داشتی
کی چو من عیسی دمی کردی درینمنزل مقام
گر ببودی اش خری یا اجره خر داشتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به یاد ایام خوب گذشته و توجهی که از یک شخص خاص (درویش صاحبقران) دریافت کرده، میپردازد. او به ویژگیهای نیک آن فرد اشاره میکند که مانند حاتم طایی در بخشندگی و جلال بوده است. شاعر از غمهای خود میگوید و چگونه آن شخص توانسته است با محبت خود، از بار غمهای او بکاهد. او همچنین از اینکه چرا اکنون از لطف آن فرد محروم است، ابراز تأسف میکند و به یاد میآورد که چگونه در گذشته به او مانند خورشید پرنور نزدیک بوده است. در پایان، اشارهای به مقام و شخصیت خود دارد و سؤال میکند که آیا او هم مانند دیگران بیارزش بوده است یا خیر.