نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٢ - غزل ابن یمین

ابن یمین فریومدی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فلک با ما سر یاری ندارد

بجز میل دلا زاری ندارد

ز پهلوی من این گردون بیمهر

جز آهنگ جگر خواری ندارد

چه بیدادست یا رب چرخ گردان

که کاری جز ستمکاری ندارد

دلم از وی چو زلف و چشم خوبان

بجز تشویش و بیماری ندارد

بود در نظم کارم بس گرانجان

اگر چه جز سبکساری ندارد

ازان چون ابر گریانم که چون رعد

دلم جز ناله و زاری ندارد

گرانجانی بختم بین که از وی

خرد امید بیداری ندارد

دلا آخر ز گردون چند پرسی

که بر دردم دوا داری ندارد

فلک را هیچ اگر آزرم باشد

عزیزانرا بدین خواری ندارد

ز هجر دوستان ابن یمین را

به دشمن‌کامی و زاری ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، به احساس ناتوانی و ناامیدی شاعر در برابر سرنوشت و روزگار اشاره دارد. شاعر می‌گوید که فلک و چرخ گردون هیچ یاری برای او ندارد و فقط درد و رنج به او می‌دهد. او از ستمگری زمانه گله‌مند است و می‌گوید که دلش مانند زلف و چشم محبوبان تنها آکنده از تشویش و بیماری است. علاوه بر این، شاعر احساس می‌کند که هیچ امیدی به بهبودی وضعش ندارد و به شدت از دوری دوستان و عزیزانش رنج می‌برد. در نهایت، او به بی‌تفاوتی فلک نسبت به درد و رنج انسان‌ها اشاره می‌کند و از بی‌عدالتی زمانه شکایت دارد.