شمارهٔ ۴ - چهار پند نوشیروان ابن یمین
ابن یمین فریومدی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
شنیدم که کسری یکی فرش داشت
بر آن فرش هر گونه پندی نگاشت
نخست آنکه دنیا نجوید کسی
که داند بدو در نماند بسی
دوم آنکه سودی ندارد حذر
زکاریکه رفتست اندر قدر
سوم آنک دانای خالق شناس
ز مخلوق بر سر نگیرد سپاس
چهارم چو روزی مقدر شدست
چرا مرد آزاده چاکر شدست
اگر بگذری زینسخن راه نیست
روان تو از دانش آگاه نیست
شنیدم که روزی منوچهر شاه
بپرسید از مهتری نیکخواه
که در عالم از هر چه هست ارجمند
چه چیزست شایسته و دلپسند
ز گفتار گفت حکیمان بهست
ز کردار کرد کریمان بهست
ازین گفت وزین کرد اگر بگذری
نیابی خرد را جز این داوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از حکمتهای کسری و منوچهر شاه است. کسری بر روی فرشی، پندهایی نوشته که شامل درسهای مهمی درباره زندگی است. او میگوید که: ۱. هیچکس نباید به دنیا دل ببندد چون این دنیا پایدار نیست. ۲. احتیاط در کارها بیفایده است، چون سرنوشت از پیش تعیینشده است. ۳. دانای حقیقی، خداوند است و هیچکس نمیتواند از مخلوقین، شکر و سپاس گزار باشد. ۴. اگر روزی مقدر شده باشد، چرا باید انسان آزاد، خود را برده کند. در ادامه، منوچهر شاه از یک حکیم میپرسد که بهترین چیز در جهان کدام است و پاسخ حکیم این است که بهترین چیز در زندگی، عمل خیری از طرف انسانهاست. اگر از این نکات بگذری، نمیتوانی به معنی واقعی خرد دست یابی.