شمارهٔ ۵ - ایضاً ابن یمین
ابن یمین فریومدی / معمیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چیست آن گوهر شهوار میان پر زر و سیم
سیم و زر هر دو درو آب و بهم ناممزوج
هست چون صبح دوم غرقه زر اندر سیمش
لیک صبحی که نباشد به بلندیش عروج
گه بود حقه سیماب و درو مهره زر
گاه از آن حقه کند موذن شبخیز خروج
اجتماع مه و مهرست بدو در همه وقت
چه عجب صورت او هست چه برجی ز بروج
این لغز بر تو اگر حل نکند ابن یمین
نتوانی بدر آوردن الی یوم خروج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف گوهری شگفتانگیز و پنهان میپردازد که در میان طلا و نقره قرار دارد. این گوهر مانند صبحی است که در نقره غرق شده است و در عین حال با جمال خود، به بلندای آسمان میرسد. شاعر اشاره میکند که این گوهر گاه به شکل مروارید و گاه به شکل سنگهای قیمتی ظاهر میشود و در هر زمان، مانند ماه و خورشید در آسمان درخشان است. در انتها اشاره میکند که اگر کسی نتواند این راز را کشف کند، تا روز قیامت هم نمیتواند آن را درک کند.